جمال رضايى
504
بيرجندنامه ( فارسى )
تفاريق به خانهء متوفّى مىرفتند و عملا در غم و اندوه مصيبتديدگان شركت مىكردند . اين برنامه تا روز سوّم ادامه مىيافت و آشنايان به تفاريق - و گاهى بيش از يك بار - به خانهء متوفّى مىرفتند و تسليت مىگفتند و پذيرايى مىشدند . برخى از بستگان نزديك در اين روزها ناهار و شام را هم در خانهء متوفّى صرف مىكردند و ميهمان " پرسهداران " بودند . روز سوّم " پرسهء " عمومى در خانهء متوفّى و ندرة در يك مسجد برگزار مىشد و شركت كنندگان با قهوه و چاى و . . . پذيرايى مىشدند ، آنان كه مىتوانستند قرآن بخوانند جزء يا آياتى از قرآن مجيد را مىخواندند و همگان با خواندن حمد و سوره براى درگذشته طلب آمرزش مىكردند و به بازماندگانش تسليت مىگفتند و در پايان مجلس يك يا دو روضهخوان روضه مىخواندند و گاه نوحهخوانى هم مىكردند و پرسهداران مىگريستند و ضجّه و مويه مىكردند و سرانجام با خواندن فاتحهاى همگانى مجلس پايان مىيافت . اين پرسه مردانه بود و تشريفات زيادى نداشت و با خواندن قرآن و فاتحه و روضه و تسليتگويى تمام مىشد ولى " پرسهء زنانه " صبغهاى ديگر داشت . معمولا همزمان با پرسهء مردانه و يا در ساعاتى ديگر يك پرسهء زنانه هم برگزار مىكردند . در اين پرسه زنان و دختران پرسهدار با جامههاى سياه در اطاق ويژهاى مىنشستند و در انتظار مدعوين بودند . وقتى كه همه مىآمدند و در محلّ پرسه جمع مىشدند يك زن روضهخوان به اطاق " پرسهداران " مىرفت و از آنان مىخواست كه به مجلس بروند ، و آنها بر سر و صورت زنان و " حسينم " گويان به مجلس وارد مىشدند ، حاضران برمىخاستند و با خواندن ابياتى با آنان هم " نوا " مىشدند و به اصطلاح " نوا " مىآوردند . « 1 » در جريان برگزارى پرسه برخى از زنان - بويژه نزديكان مرده - سرهاى خود را برهنه مىكردند و گيسوان خود را باز كرده مىگشودند و با دست به دو طرف صورت خود مىزدند و اشعارى مىخواندند و گاه " حسين " ، " حسين " و " حسينم " مىگفتند « 2 » و بعضى از آنان موهاى خود را مىكشيدند و تارهايى از آنها را مىكندند و گاه صورتشان را با ناخن مىخراشيدند و با اين ترتيب شدّت غم و اندوه خود را نشان مىدادند . شعرهايى كه زنها در اين مراسم مىخواندند معمولا رباعيّات يا ابيات پراكندهاى بود كه از اندوه و سوز و گداز آنان حكايت مىكرد و گاهى وزن درستى نداشت و يا وزن آن فاسد شده بود و قافيه هم گاه نادرست بود . زنان پرسهدار معمولا " نواخوانى " و " نواآورى " خود را با اين بيت آغاز مىكردند : ناله را هرچند مىخواهم كه پنهان بركشم * سينه مىگويد كه من تنگ آمدم فرياد كش
--> ( 1 ) . اين نوع " شعر " را " نوا " و اينگونه " شعرخوانى " را " نواآوردن " ( نوااارده [ ن ] nawa arde [ n ] ) مىناميدند . ( 2 ) . اينگونه سوكوارى را " حسينم " مىخوانند و در عزادارىهاى مذهبى هم مرسوم است . به آن جستار نگاه كنيد .